مرتضى مطهري
469
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ضرر بزرگ به خاطر [ دفع ] ضرر كوچك نصيب نگردد ( 1 ) . لهذا رشد توأم است به ارزيابى صحيح و درك ميزان ارزش سرمايه ها و سود و زيانها ( ر . ك : نمره 13 ) . 2 . حيوانات در حدود زندگى حيوانى خود رشد فطرى و طبيعى و غريزى دارند ، يعنى يك نوع شناخت غريزى از سرمايه ها و از سود و زيان خود دارند و بالغريزه تشخيص مىدهند . بچه گوسفند دشمنى گرگ را بالفطره تشخيص مىدهد . تشخيصهاى غريزى حيوانات و بالاخص حشرات منافع و مضار خود را ، داستانهاى حيرتانگيز دارد . ولى رشد انسان رشد اكتسابى است . رشد انسان اولًا غريزى نيست حتى در حدود زندگى حيوانى و ثانياً محدود به زندگى حيوانى و طبيعى نيست ، شامل زندگى اخلاقى ، خانوادگى ، اجتماعى ، سياسى ، دينى هست و قهراً محدود به زمان حال نيست ، شامل گذشته و مخصوصاً آينده نيز هست ( 2 ) . همين اكتسابى بودن است كه وظيفه و تكليف دشوارى را ايجاب مىكند و از همين جا مىتوانيم بفهميم كه انسان فوقالعاده نياز به تحصيل رشد و تربيت رشددهنده و رهبرى دارد . 3 . گفتيم رشد ، شناخت سرمايه ها و امكانات و تشخيص سود و زيان است و درك سود و زيان به اين است كه ارزش موضوعات ادراك شود ( 3 ) ، پس رشد كافى مستلزم قدرت ارزيابى صحيح است .
--> ( 1 ) . و شايد تعريف بهتر رشد اين است : شايستگى براى اداره و نگهدارى و بهره بردارى از سرمايه ها و امكانات موجود ، به عبارت بهتر عبارت است از شايستگى براى اداره و نگهدارى و استفاده و بهره بردارى از وسايل و سرمايه ها و امكانات حيات و زندگى . و البته اين شايستگى بر دو ركن شناخت و لياقت استوار است . ( 2 ) . انسان بر خلاف حيوان يك سلسله سرمايه هاى فردى ، اجتماعى ، تاريخى دارد . بايد سرمايه هاى خود را تشخيص دهد ، ارزش آنها را دريابد . به عبارت ديگر رشد انسان سه بعدى است ، شامل حال و گذشته و استقبال مىگردد . ( 3 ) . و تنها ادراك كافى نيست ، حساسيت لازم است . مثلًا اروپاييها به علل تاريخى نسبت به مسائلى از قبيل آزادى حساسيت زياد قائلند ، برعكس ما شرقىها كه درباره مسائل مربوط به عفاف حساسيت زياد داشتيم و اكنون نه آن حساسيت را داريم و نه اين را .